روز داد بر ستمگر سخت‏تر است از روز ستم بر ستم بر ، . [نهج البلاغه]

دل نوشت - بيابان گرد

جستجو در وبلاگ:
Powerd by: Parsiblog ® team.
+ دل نوشت بيابان‏گرد(چهارشنبه 22 فروردين 1386 ساعت 4:42 عصر )

به نام صاحب يوم الدين


 نمي‏خواستم به اين سرعت به روز بشم. متنمم يه چيز ديگه بود. اما توسل ديشب و اتفاقاتي که افتاد بدجوري بهمم ريخت. نمي‏دونم چي شد يهو ديدم پشت ميز کارم نشستم و کاغذ و قلم بدست....


سلام آقاجون


هرچند که از دل با خبري اما اگه نگم...


امروز مي‏خوام باهات حرف بزنم. فقط با خودت(مثل هميشه)،‏ با اين تفاوت که قبلاً تو برگ دفتر مي‏نوشتم و الان تو وب.
آقا چرا نمياي؟ چرا اينقدر...؟ جان زينب بيا تا همه چي شروع بشه. بيا ببين مسلماني چش شده. ببين چه راحت دل آدما رو مي‏شکنن و عين خيالشون نيست. دارم مي‏ترکم، مي‏خوام بگم، بگم:


آهاي چرا بيدار نميشيد؟ مسلماني فقط صف اول نماز نيست، تسبيح دست گرفتن نيست، محاسن بلند، استغفرالله گفتن و چادر و حجاب نيست. ديگه رعايت حق الناس (غيبت،‏ تهمت و آزار و اذيت ...)، شاد کردن دل مؤمن رو از اين ليست فاکتور گرفتيم.


يابن‏الحسن اگه تو بياي...


آقا ما فکر مي‏کنيم اگه مکرر دعا کنيم شما مياد. اما مگه ميشه.
مثل اين مي‏مونه که در خونمون و چهار قفل کنيم، بعد بگيم بفرما.(اينه رسمه مهمانوازي).
از يه طرف دل مي‏شکنيم و چشم خيس مي‏کنيم، از طرف ديگه مي‏گيم: اللهم عجل...
بهترنيست دست برداريم، تمومش کنيم. اين کارا هيچ نتيجه‏اي جز غربت و تنهايي آقام تواون خيمه سبز نداره.
به خودش قسم صداي مظلوم، صداي مهدي. مگه نه اينکه وقتي مياد خودش و معرفي مي‏کنه:


أنا بقيه‏الله، أنا منتقم، أنا مظلوم


مي‏دوني آقا خيلي دلم مي‏خواد بهشون بگم‏، اگه حرفي نمي‏زنم، دليل بر ضعفم نيست. چون معتقدم صاحب من کسه ديگه‏اي،‏ هر کي هر چي ميگه بي‏خيال.


يابن‏الحسن چي ميشه تو يکي از اون شباي بيابون اونوقت که آسمون صاف و نسيم وصل به مشامم مي‏رسه دعوتم کني. اي کاش...



لَيْتَ شِعْرِي أيْنَ أسْتَقَرَت بِکَ نَوي




شرمنده اصلا نمي‏دونم چي مي‏گم، دلم خيلي گرفته، فقط مي‏خوام بنويسم.
اما آقا مي‏دوني تنها چيزي که بهم اميد ميده و مانع ريختن اشکم  ميشه اينکه يه روزي مياي، اونوقته که هيچ حقي ضايع نميشه.انشاءالله.



پ.ن(اللهم عجل الوليک الفرج.آمين.)
پ.ن(هر چي گفتم با خودم بودم به کسي بر نخوره)


 


پناه مي برم به آفريدگار فلق


» م
»» ردپا( نظر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[7/6/1387- 12:45 ع] نمي‏توانم کودکي‏ام را زنده بگور کنم
[2/6/1387- 4:44 ع] شکوفايي گل نرگس بر همگان مبارک
[22/5/1387- 4:25 ع] نگين زمان
[15/5/1387- 5:0 ع] اعياد شعبانيه بر همگان ميمون و مبارک
[24/4/1387- 6:42 ع] چه غريب افتاده‏اي ناجي...
[19/4/1387- 4:24 ع] به همين راحتي...
[آرشيو شده ها]

بازديدهاي امروز: 23  بازديد
بازديدهاي ديروز: 29  بازديد
مجموع بازديدها: 13188  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

دل نوشت - بيابان گرد
م[68]
مسافري خسته از راه با کوله‏باري پر از نااميدي و اميد، زياد سعي نکن که بفهمي چي مي‏گم چون به هيجا نمي‏رسي..خلاصه مستقيم مي‏رم شايد به جايي برسم..اگه دوست داري همسفر شو..ياعلي
» لينک دوستان من«
» آرشيو يادداشت ها«
» موسيقي وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: