دوستي با مردم، نيمي از عقل است. [رسول خدا صلي الله عليه و آله]

سلام و..... - بيابان گرد

جستجو در وبلاگ:
Powerd by: Parsiblog ® team.
+ سلام و بيابان‏گرد(دوشنبه 27 فروردين 1386 ساعت 9:47 صبح )

سلام  



تنها کلمه‏ي آغاز دوستي. من و شما و اتفاقات بعد از سلام.....
نمي‏دونم چرا زمونه برگشته؟ وقتي مادرم و بقيه از قديما و روابط صحبت مي‏کنن، از حرفا و خاطراتشون بوي صداقت و يکرنگي مياد. اما امروزه:
با گفتن سلام هزاران هزار فکر به مغز آدم خطور ميکنه. واي کافيه اين سلام يه خورده خاص باشه، البته بطور اتفاقي...
ديگه جرأت نداري نگران کسي باشي يا لااقل اين احساس و نشون بدي. اگه بيشتر از حد نسبت به يه نفر يا چند نفر ابراز نگراني کني چيزي جزء تهمت نصيبت نميشه. چرا نمي‏خوايم بفهميم، وقتي يه بنده‏ي خدا به ما يا شخص ديگه‏اي اين حس و داره، بخاطر، چه بدونم اين عشقاي رواج پيدا کرده‏ي امروزي نيست، يه خورده فکر کني به نتيجه مي‏رسي. شايد مني که از داشتن برادر محرومم شخصي و انتخاب کنم و حس خواهرانه‏‏اي که خدا در وجودم گذاشته خرجش کنم و تا آخر..... يا شايد برعکس يه پسر يا حتي اصلاً اين نعمتم داره ولي چه کار ميشه کرد احساسه ديگه.


واي از اون روزي که با لبخند به پسرخاله يا دخترخاله بگي سلاااااااااااااااااااااااااااااااام، حالت خوبه، کجا بودي.... اونوقته که هجومي از نگاهها و حرفهايي که پر از عتاب و سرزنشه سراغت مياد. برادر و خواهر من، قرار نيست اگه من نسبت به خانم..يا آقاي .. احساس مسئوليت دارم و نگران اوضاع و احوالش هستم قصد و منظوري داشته باشم.
براي همينه که روز به روز به آمار سوءتفاهم‏ها و فاصله‏ها افزوده ميشه.


براي همين بود که پناه بردم به بيابون و بيابون‏گردي، به اون سلام کردم، جوابمم گرفتم. لااقل اونجا کسي اينطوري فکر نمي‏کنه، يعني در واقع آسمان، زمين، خاک و شن و حتي اون سراب که خيلي وقتا باعثه فريب ميشه  با کلمه‏ي تهمت آشنا نيستن. برا خودت مي‏شيني زير سايه‏ي محبت صاحب ردپا بعد يکي يکي ميان مي‏گن سلام. تو هم مي‏گي: سلام عليکم، تازه بعضي وقتا يه جعبه‏ پر از لبخنداي مختلف بهت هديه‏ي ميدن. اونوقت تو اين دنيا که اينقدر دوستش داريم و با چسب رازي بهش چسبيديدم ... واقعا جاي تأسف داره.
بهتره فکر و ذهنمون و درمان کنيم. اينطوري صاحب داداش و آبجي‏هاي زيادي ميشيم البته همانطور که گفتم بدون هيچ حسابي. امتحان کن ضرر که نداره مجانيه.
از ما گفتن از شما ..... هر چي دوست داري.



پ.ن(سلام الي آخر...............................)



پناه مي‏برم به آفريدگار فلق



» م
»» ردپا( نظر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[7/6/1387- 12:45 ع] نمي‏توانم کودکي‏ام را زنده بگور کنم
[2/6/1387- 4:44 ع] شکوفايي گل نرگس بر همگان مبارک
[22/5/1387- 4:25 ع] نگين زمان
[15/5/1387- 5:0 ع] اعياد شعبانيه بر همگان ميمون و مبارک
[24/4/1387- 6:42 ع] چه غريب افتاده‏اي ناجي...
[19/4/1387- 4:24 ع] به همين راحتي...
[آرشيو شده ها]

بازديدهاي امروز: 24  بازديد
بازديدهاي ديروز: 29  بازديد
مجموع بازديدها: 13189  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

سلام و..... - بيابان گرد
م[68]
مسافري خسته از راه با کوله‏باري پر از نااميدي و اميد، زياد سعي نکن که بفهمي چي مي‏گم چون به هيجا نمي‏رسي..خلاصه مستقيم مي‏رم شايد به جايي برسم..اگه دوست داري همسفر شو..ياعلي
» لينک دوستان من«
» آرشيو يادداشت ها«
» موسيقي وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: