[ و به کسى که از او مشکلى را پرسيد فرمود : ] براى دانستن بپرس نه براى آزار دادن که نادان آموزنده همانند داناست و داناى برون از راه انصاف ، همانند نادان پر چون و چراست . [نهج البلاغه]

...منو ببر به - بيابان گرد

جستجو در وبلاگ:
Powerd by: Parsiblog ® team.
+ منو ببر به کربلا....(شنبه 5 خرداد 1386 ساعت 12:11 عصر )

بسم رب الحسين


السلام عليک يا ابا عبدالله


منو ببر به کربلا  به اون حريم با صفا
بزار بيام دورت بگردم   اونجا بميرم برنگردم
درد بده دوا بده  قلب منو جلا بده
هرچي دارم ازم بگير   فقط يه کربلا بده


 


....


آقاجان ديگه طاقت ندارم،‏ يه نفر از ليست منتظران حرم جدت کم شد و به زائرا پيوست... پس من چي؟ ديگه چقدر صبر؟ آقا نمي‏شه آقا ، نميشه آقا...،‏ تو که مي‏دوني چه خبر، تو چرا؟ مگه من چي خواستم، تل زينبيه ... خيلي زياده... خب مي‏دونم بوي گناه مي‏دم ولي چي ميشه منو قاطي عاشقاش بفرستي برم... اگه بخواي ميشه... ديشب وقتي گفت داره ميره...، آخ چقدر حسودي کردم...، فاطميه ... نجف باشي، بين‏الحرمين ...،‏ دلم پره آقا پره....، اگه ميخواي منو بسوزوني، حرفي نيست بسوزون... ولي کربلا...، نزار فکر کنم اينجام پارتي‏بازي....، تو که خيلي با معرفت از اين حرفايي. يه فاطميه ديگه داره مياد از تو خبري نشد...، از اين به بعد فلسفه‏ي چاه و نخلستون آغاز ميشه، نمي‌دونم شايد همين روزا بود که فاطمه صدا حسنم برو بگو سلمان اذان بگه... آره اذان بگه...، شايدم اون روزي که بي‏بي بعد از مدتها لبخند زدن... خودت که بهتر مي‏دوني چرا؟، يا اون روزي که فاطمه(س) بچه‏ها رو دور بستر جمع کرد و دستارو بالا ببريد ميخوام دعا کنم... خدايا ديگه بسه... فاطمه رو ببر. آه زينب...، بي‏بي جان خيلي دلم ميخواد تل زينبيه رو ببينم... نذر دارم خودت که بهتر مي‏دوني، آقا همنطور که تو مدينه جواب پيامم و دادي... ميخوام اينبارم جواب و تو کربلا بدي، من منتظرم اينو ديگه ازم دريغ نکن...، دلم نمياد قسمت بدم، ولي آقا منم ببر...

هر چي دارم ازم بگير   فقط يه کربلا بده...

تا کي عکس شش گوشه بخرم... خيره خيره...، تا کي آقا، تا جوونم دعوتم کن... بيام آدم بشم...آدم بشم، تا کي با عکسه حرمت حرف بزنم...


تا به کي ...


حرف دل زياده... اما نمي‏شه گفت ميزارم براي آخر هفته اگه دعوتم کردي...

يابن الزهرا نظري برما


پ.ن: تا کي نگاهم بدرقه راه کاروان باشه...
پ.ن: ...................
پ.ن: فقط بيا ..... همين.


پناه مي‏برم به آفريدگار فلق


 


» م
»» ردپا( نظر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[7/6/1387- 12:45 ع] نمي‏توانم کودکي‏ام را زنده بگور کنم
[2/6/1387- 4:44 ع] شکوفايي گل نرگس بر همگان مبارک
[22/5/1387- 4:25 ع] نگين زمان
[15/5/1387- 5:0 ع] اعياد شعبانيه بر همگان ميمون و مبارک
[24/4/1387- 6:42 ع] چه غريب افتاده‏اي ناجي...
[19/4/1387- 4:24 ع] به همين راحتي...
[آرشيو شده ها]

بازديدهاي امروز: 24  بازديد
بازديدهاي ديروز: 29  بازديد
مجموع بازديدها: 13189  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

...منو ببر به - بيابان گرد
م[68]
مسافري خسته از راه با کوله‏باري پر از نااميدي و اميد، زياد سعي نکن که بفهمي چي مي‏گم چون به هيجا نمي‏رسي..خلاصه مستقيم مي‏رم شايد به جايي برسم..اگه دوست داري همسفر شو..ياعلي
» لينک دوستان من«
» آرشيو يادداشت ها«
» موسيقي وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: