
السلام عليک يا ام ابيها
به محشر از فراز چرخ گردون
ندا خيزد که اَيْنَ الْفاطِميون
شروع شد، غربت علي...، ديگه از اين بعد چاه و نخلستون مَحرَم علي ميشن، از امروز ........، ديگه علي تموم شد...
غم آمد شاديام از ياد رفته توان از جسم عدل و داد رفته، دو دست خود علي برهم زد و گفت:تمام هستيام بر باد رفته....
از امروز چادر خاکي لباس زينبه...، گوشهي کوچه جاي حسن...، پشت در هم حسين زانو بغل ميگيره...، علي هم....
چي بگم...، از کجا..، از کتاب عشق علي که ميون کوچه بسته شد...، يا از اون باغباني که باغ دلش موقع خزونه...، نه از مدينه و کوچه ....، آه مدينه ...، شايدم بايد از شال عزاي مهدي بگم....، آقا بيابون بدجوري ابريه...، يه حرف تو دلم سنگيني ميکنه بزار بگم، هرچند رسوا ميشم.... آقا اينروزا همش ميگن آدماي نامرد مدينه علي رو خونهنشين کردن...، اگه اون موقع با گذاشتن عشق علي ميون در و ديوار آقا خونه نشين شد...، الان تو اين زمونه ( با خودم هستم) من با گناهام دل شما رو زير پا گذاشته و خيمه نشينتون کردم...، خيمه نشين فاطمه بيا آقا، فاطميه اومد... دلت مياد نياي...ما همه منتظريم ، منتظر چي؟ پس بزار بگم: آقا هرچند بد و روسياهم، آقا اگه از اهل جهنمم(که هستم) چند برابر نار جهنم و به جون ميخرم، و اگه از اهل بهشت...، همه جنت و زيباييهاش نثار تو، فقط يه چيز ازت ميخوام، ميخوام منو تو اون کار دومي که بعد از آمدنت انجام ميدي شريک کني... بعد از اينکه صدا زدي يا اهل عالم انا المهدي...، آقا ميخوام وقتي اون نامرد از خاک بيرون آوردي... عدو را زنده سازي نشيني روبرويش بگويي شيعيانت زنن سيلي برويش... گرفتي چي ميگم. منم ميخوام تو صف سيليزنا باشم...، نگو نه...، فداي شال ميشکيت بشم آقا...،
ديگه نميتونم بنويسم...فقط التماس دعا دارم تو اين ايام...، جان زهرا فقط براي فرج دعا کنيد که آقامون خيلي ...
پ.ن:شهادت ياس مظلوم علي، دخت نبي، مادر مهدي بر ..... تسليت باد.
پ.ن:يه خبر خوب: تصميم گرفتم تا آخر فاطميه وبلاگ و به روز نکنم...
پ.ن: دستانم همچنان منتظر گره خوردن به نردههاي عشق...

پناه ميبرم به آفريدگار فلق
نام: | |
ايميل: | |