دوستي، با شخص بي ادب، خالص نمي شود . [امام علي عليه السلام]

وداعی همراه با... - بيابان گرد

جستجو در وبلاگ:
Powerd by: Parsiblog ® team.
+ وداعي همراه با سلام(سه‏شنبه 20 شهريور 1386 ساعت 5:35 عصر )

بسم رب رمضان


 



دوري تو حبيبم قلب منو سوزونده  مي‏گن مياي ز کعبه چشمام به قبله مونده
برات شده به قلبم يه روز تو رو مي‏بينم  دست تو رو مي‏بوسم کنار تو مي‏شينم
پنجره‏هاي چشمم کرده به گريه عادت    مريض عشقت هستم آقا بيا عيادت


شعبان ماه آرزوها، ماهي که منتظرا اميد دارن انتظارشون به سر بياد، اما داره ميره، مي گذره... مثل جمعه هايي که در سکوت غروب کردن و باز بي خبري و نااميدي.... ولي گذر شعبان نااميدي نيست، بلکه اميد است، اميد به رمضان!!! ماه خدا.....


کم کم داره سفره پهن ميشه بي گناه و گناهکار دعوت دارن، دعوتنامه عمومي (سند تو آل)
هر کسي با به دست گرفتن دسته گلي (که اعمال شعبانيه ي است) خانه ي خدا رو براي آشتي کردن دق الباب مي کنه. دسته گلا فرق دارن يکي لاله مياره، يکي گل سرخ، يه نفر گل محمدي، يکي ديگه گل ياس و......، بعضيام که روي دسته گلشون يه کارت ميزارن، يه چيزي روي کارت مي نويسن. خوش به حال اون کسي که خدا عوض اين دسته گل بهش تاج گل بده بعدم گرماي محبتش و با به آغوش کشيدن بهش هديه کنه....


من ميخوام دسته گلي از نرگس ببرم، نرگساي زرد و سفيد...... شايد عطر نرگس بوي گناهانم و از بين ببره. روي کارتم مي نويسم: جهان را صاحبي باشد خدا نام   کز آن شوريدگان گيرند آرام. پايينشم دعاي قنوت آقا رو مي نويسم: رَبَنا شيعَتُنا مِنا...و خٌلِقٌ مِن طينَتُنا....


 شما چي دسته گلي مي بري؟ رو کارتت چي مي نويسي؟


 با اينکه سلام به رمضان شيرين ترين سلامه، اما وداع از شعبان هم تلخ ترين وداع ست، مخصوصاً اگه احساس کني کوله بارت سبکه. اون وقت با اشک شعبان و بغض انتظار وارد رمضان ميشي، چشماتومي بندي و با صداي بلند ميگي: سلام خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


اينروزا کارم فقط گوش کردن به اين نواست : بي تو اي يا صاحب الزمان... اگه سيمتون وصل شد منو فراموش نکنيد.


در اين ماه کشتي نجات بر ساحل جزيره ي گناهان ما لنگر ميندازه، ناخداي کشتي حضرت حق، فرشته ها خدمه کشتي، روي بادبانش نوشته : عشق اهل بيت (ع) السلام عليک يا فاطمه الزهرا (س)، لنگر کشتي نام زيباي اباصالح المهدي (عج)؛ مي دونيد چرا؟ چون تا تمام شيعه ها پاک و ناپاک، سوار برکشتي نشن اجازه حرکت نميده...!!!


دلم نمياد باهاش خداحافظي کنم ، فقط مي گم به اميد ديدار شعبان، ديداري دوباره در کنار يار انشاءالله! آمين.


 


هيچي نگم بهتره!!!   


* ديروز که بهش زنگ زدم، گفتم زيارت قبول، وقتي برام تعريف کرد، فقط خدا مي دونه چه حالي شدم، اينکه تا نزديک حرم رفتن اما نتونستن.... اينکه خدا خيلي منو دوست داشته که همراه اونا نبرده...اينکه ديگه نبايد دنبال تل زينبيه بگردم... اباصالح نشونشون بده که ما هم صاحب داريم، پس کجائي؟؟؟ با اوضاعي که پيش اومده فکر کنم بايد تا آخر عمر دلمو به عکس حرمت خوش کنم...


 دلم شده هوايي فرشته ي خدايي     شنيده ام عزيزم عاشق کربلائي


 


* مي خواستم اون روز که باهاتون تماس گرفتم بگم اما نتونستم، راستش اگه ازش حرف مي زدم بغضم
مي ترکيد. چرا نمي دونم، اما تا حالا شده که احساس کني به جاي خون تو رگات هوا جريان داره؟ اينکه دلت نخواد کاري انجام بدي فقط به يک نقطه خيره بشي، بخواي تنها باشي، يا احساس کني که..... يه جور فرار ... يه جور خلاء...نمي دونم چطور بگم، مطمئنم که منظورم مي فهميد، مي ترسم . برام ناشناخته است.. نمي دونم چطور کنترلش کنم؟ گيجم؟؟؟ دنبال يه راه حل.


* ديروز تصميم گرفتم که ديگه به در گوشي که گفته بوديد عمل نکنم، با خودم گفتم : فقط براي دلخوشيه من اينجوري گفتيد، وگرنه تو هيچ کتابي ننوشته که... اما امروز وقتي صبح از خواب بيدار شدم نتونستم.. دوباره قرآن رو باز کردم و...


*نوايي رو که گفتم بعدا براتون ميزارم.مشکل پيش اومده.


 


* بر سر سفره مهماني برام دعا کنيد...


 


 آمين بلند:


* الهي در اين ماه ما رو جزء وَالمُستَشهَدينَ بَينَ يَدَيه قرار بده. آمين


 


پناه مي برم به آفريدگار فلق


 


 


 


 


» م
»» ردپا( نظر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[7/6/1387- 12:45 ع] نمي‏توانم کودکي‏ام را زنده بگور کنم
[2/6/1387- 4:44 ع] شکوفايي گل نرگس بر همگان مبارک
[22/5/1387- 4:25 ع] نگين زمان
[15/5/1387- 5:0 ع] اعياد شعبانيه بر همگان ميمون و مبارک
[24/4/1387- 6:42 ع] چه غريب افتاده‏اي ناجي...
[19/4/1387- 4:24 ع] به همين راحتي...
[آرشيو شده ها]

بازديدهاي امروز: 23  بازديد
بازديدهاي ديروز: 29  بازديد
مجموع بازديدها: 13188  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

وداعی همراه با... - بيابان گرد
م[68]
مسافري خسته از راه با کوله‏باري پر از نااميدي و اميد، زياد سعي نکن که بفهمي چي مي‏گم چون به هيجا نمي‏رسي..خلاصه مستقيم مي‏رم شايد به جايي برسم..اگه دوست داري همسفر شو..ياعلي
» لينک دوستان من«
» آرشيو يادداشت ها«
» موسيقي وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: