بهترينِ برادرانتان، کسي است که عيب هايتان رابه شما هديه کند . [رسول خدا صلي الله عليه و آله]

بابانوئل.. - بيابان گرد

جستجو در وبلاگ:
Powerd by: Parsiblog ® team.
+ در حسرت ديدار بابانوئل...!(شنبه 3 آذر 1386 ساعت 5:9 عصر )

بسم رب المهدي


 


گفت: اي کاش ما هم بابانوئل داشتيم، اونوقت ميديدمش. خنديدم و گفتم: ما که بهترشو داريم. گفت: نه، منظورم اينه‌ که ببينيمش. فقط يه لبخند تلخ زدم و گفتم: اگه بخواي مي‌بينيش. گفت: برو بابا من چي مي‌گم تو چي مي‌گي؟ ... اي کاش حتي حسرتامونم خرج پوچي نمي‌کرديم. تو دلم گفتم: اگه بابانوئل سالي يه بار به منتظراش سر مي‌زنه،‌ خوش‌مرام اون که هر لحظه به ياد ماست. اگه بابانوئل سالي يکبار هديه مياره و تو خيابوناي شهر مي‌چرخه، بي‌معرفت اون که همه شب کيسه بدوشه...، اگه بايد براي بابانوئل نامه‌نوشت، اما نيازي به نامه نداره هر لحظه در هر حالتي که باشي و باهاش حرف بزني ميشنوه. خيلي‌ها شب کريسمس خواب مي‌مونن و بابانوئلو نمي‌بينن و تا سال بعد حسرت مي‌خورند ولي ما هر سال و هر ماه و هر روز و هر شب و هر لحظه در خوابيم اما باز هم به فردا شب، به لحظه‌ي بعدي اميد داريم. اگر بابانوئل از دودکش و هديه‌شو ميندازه يا فقط تا پشت درخونه مياد. اما اون تا خونه‌ي قلب ما مياد،‌ حتي تو اتاق تنهائيهامون ،‌ تو کنج خلوت که هيچکس نميتونه بياد اون به ما سر مي‌زنه، ديگه بستگي به خودمون داره که اون لحظه تو غفلت نباشيم و در باز کنيم.


خدايي منتظرايي بي‌معرفت‌تر از ما هم پيدا ميشه، والله منتظراي بابانوئل بهترن چرا؟ چون براشون فرقي نمي‌کنه که هديه‌ي بابانوئل چيه؟ از جنسيه؟ کوچيکه يا بزرگ! طلاست يا خاک! فقط اين براشون مهم و خوشحال کننده است که اين کادو از دست بابانوئله!!!


حالا ما کم از اين کادوها گرفتيم، حتي بهتر. کم هوامونو داشته؟ کم بهمون مهربوني کرده؟ کم رو کارامون سرپوش گذاشته؟ والله قسم که صداي فرياد «هَلْ مِنْ ناصِرِ يَنْصُرُني» مهدي بلند است و ما نمي‌شنويم، بين اين همه شيعه و غربت...


يکي نيست بگه شايد بعضي وقتا بابانوئل فقرا رو فراموش کنه، اما اون به اولين کسايي که سرمي‌ِزنه همين فقرا هستن، منو تو، ديگه کم کم داره باورم ميشه که ساکن کوچه‌هاي فراموشي شديم. حالا بيشتر مي‌فهمم که چرا رهسپار بيابان شدي. حالا مي‌فهمم که چرا بين اين همه يار که خودشون و سبز مي‌بينن به کوير پناه مي‌بردي... آقا ديگه چي بگم، که سکوتم خود گويا همه چيز است...


 


هيچي نگم بهتره!!!


از نام ما مپرسيد، ما را که مي‌شناسد؟


از ما نشان مجوييد، ما را که مي‌شناسد؟


هر چند در ميانيم، از خلق بر کناريم


ما همنشين ياريم، ما را که مي‌شناسد؟


 


گم کرده‌ي راهِ شبم، فانوسي عطايم کن.


****************************************************************************************


 


آمين بلند:


بحق زينب(س) فقط بيا،بيا... الهي آمين


 


 


پناه مي‌برم به‌ آفريدگار فلق


» م
»» ردپا( نظر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[7/6/1387- 12:45 ع] نمي‏توانم کودکي‏ام را زنده بگور کنم
[2/6/1387- 4:44 ع] شکوفايي گل نرگس بر همگان مبارک
[22/5/1387- 4:25 ع] نگين زمان
[15/5/1387- 5:0 ع] اعياد شعبانيه بر همگان ميمون و مبارک
[24/4/1387- 6:42 ع] چه غريب افتاده‏اي ناجي...
[19/4/1387- 4:24 ع] به همين راحتي...
[آرشيو شده ها]

بازديدهاي امروز: 23  بازديد
بازديدهاي ديروز: 29  بازديد
مجموع بازديدها: 13188  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

بابانوئل.. - بيابان گرد
م[68]
مسافري خسته از راه با کوله‏باري پر از نااميدي و اميد، زياد سعي نکن که بفهمي چي مي‏گم چون به هيجا نمي‏رسي..خلاصه مستقيم مي‏رم شايد به جايي برسم..اگه دوست داري همسفر شو..ياعلي
» لينک دوستان من«
» آرشيو يادداشت ها«
» موسيقي وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: