هيچ يک از نيازهاي کوچک خود را حقيرمشماريد ؛ زيرا محبوب ترين مؤمنان نزد خداوند متعال ، کسي است که بيشتر از همه از او درخواست مي کند . [امام باقر عليه السلام]

رفتنش زود گذشت - بيابان گرد

جستجو در وبلاگ:
Powerd by: Parsiblog ® team.
+ .... زود گذشت!!!(چهارشنبه 12 دي 1386 ساعت 5:33 عصر )

بِسْم رُّبِ النّور


 



چه زود دير ميشه براي پارسال بود... الان بايد بگيم چه زود گذشت... يکسال!!! يکسال از پرواز اون کفتر اُمل مي‌گذره، يکسال در اين قفس به اميد بازگشت دوباره بازه...بيچاره قفس قدرشو ندوست.. حيف! تا اومدم به پرهاش دست بزنم، پرکشيد و فقط پري در دستم باقي ماند... تا اومدم شناسنامه‌شو بخونم اعلاميه ترحيم و نشونم دادن.. يه يا علي گفت و رفت، پر کشيد..درسته به لطف خدا سنگر خالي نمونده اما جاي سنگربان هميشه خاليه... پارسال هم حال و هوايي مثل اينروزا داشتم، با اين تفاوت که الان ديگه اون نيست که کلمه به کلمه‌ي حرفامو بشنوه و بفهمه، بعدم بگه: ان الله مع الصابرين. درد هجر خانمانسوز است اما شيرين... و اون اين شيريني رو چشيده بود، اينو مي‌شد از حرفاش فهميد... . از نور آمد و به نور بازگشت.


 


 ....


 


 


 






برگي از او...


 


 ...گذشت؟؟؟


 


!!! هيچي نگم بهتره


 







اين آرزوش بود: دعاکنيد تا ادم شم وهرچه سريعتر به وسيله ي مردن عزت بار از دست اين دنيا راحت شم. و بهش رسيد.. کاش ما هم به آرزومون برسيم..


 




*دوستان عزيزي که دوست دارن براي شادي روحش يه زيارت آل ياسين بخونن.


*دوباره بايد کلمه‌ي تسليت و به کار ببرم..سخته، نه اينبار مي‌گم روحش شاد و با اهل بهشت محشور. آمين.


 





آمين بلند


...........................................(هر چي دوست داري) الهي آمين.


 





يا محمد و علي


 


پناه مي‌برم به آفريدگار فلق



» م
»» ردپا( نظر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[7/6/1387- 12:45 ع] نمي‏توانم کودکي‏ام را زنده بگور کنم
[2/6/1387- 4:44 ع] شکوفايي گل نرگس بر همگان مبارک
[22/5/1387- 4:25 ع] نگين زمان
[15/5/1387- 5:0 ع] اعياد شعبانيه بر همگان ميمون و مبارک
[24/4/1387- 6:42 ع] چه غريب افتاده‏اي ناجي...
[19/4/1387- 4:24 ع] به همين راحتي...
[آرشيو شده ها]

بازديدهاي امروز: 23  بازديد
بازديدهاي ديروز: 29  بازديد
مجموع بازديدها: 13188  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

رفتنش زود گذشت - بيابان گرد
م[68]
مسافري خسته از راه با کوله‏باري پر از نااميدي و اميد، زياد سعي نکن که بفهمي چي مي‏گم چون به هيجا نمي‏رسي..خلاصه مستقيم مي‏رم شايد به جايي برسم..اگه دوست داري همسفر شو..ياعلي
» لينک دوستان من«
» آرشيو يادداشت ها«
» موسيقي وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: