سلام خاله جونم (اخ كه اين اسم عجب منو آرووم م يكنه)
نمي دونمدر مورد 5 شنبه چي بگم... وااااااي هموني بودي كه بوديا!معصوميت مي باريد...
چقدر همناراحت شدم كه نتونستم جمعه بيام
ان شالله به زودي همديگر رو ببينيم (الان نگين بفهمه دوباره ميگي تنها تنها نريد و ...)
خاله جونم من خودم بيشتر و بيشتر از همه محتاج دعام اين روزها هم مرتب خودم رو با اين ساكت و ارووم مي كنم كه امتحان خداست... درك ميكنم وقتي ميگي طعنه...وقتي ميگي ابروووواما من ميگم ما خدايي داريم خيلي بزرگ....
اگه همه ي دنيا رو هم ا زما بگيرن نبايد ناراحت بشيم...اين غمن و نا آرووميمون واسه ي كم ايمانيمونه..ميبيني يه مناجات يه نماز يه مهموني چطوري آرووممون مي كنه...
(اينايي رو كه گفتم بيشتر براي دل خودم بود كه اين روزا بي طاقت شده)
اميدوارم هر چي هست و هر چي صلاحه برات پيش بياد...منو هم دعا كن
تازشم من سرما نميخورم خاله
![]()
خيلي خوبين همه تون... انش الله به زودي همديگر رو ببينيم همه بي دغدغه و آرووم
راستي خاله يه چيز در گوشي فردا ميخواهم اون يكي بلاگم رو آپ كنم بچه ها ادرسش رو دارند! اما اگه نتونستي گير بياري ... اصلاًبرات الان خصوصي مي فرستم...
خيلي دوستت دارم خاله جون
![]()
![]()