سزا نباشد آنکه دانشمند نیست، خوشبخت شمرده شود و آنکه مهربان نیست، ستوده به شمارآید . [امام صادق علیه السلام]

بیابان گرد

جستجو در وبلاگ:
Powerd by: Parsiblog ® team.
+ چه غریب افتاده‏ای ناجی...(دوشنبه 24 تیر 1387 ساعت 6:42 عصر )

بسم رب المهدی


گفتن از مهدویت بنویسم اما چیزی جزء غربت به ذهنم خطور نکرد... کلمه‌ای که قلمم در برابرش ناتوان است...در کنار این غربت یاد شب بوهای دیوار ترک خورده و نَمور تنهایی و عطر نرگس‌های شبانه افتادم...، یاد آنهایی که لبریز از شوق دیدار بودند و رفتند... یاد لالایی مادران داغ‌دیده... یاد گلهای باغچه‌ای که در آغاز بهار، به رنگ خزان شدند... یاد صحرایی که معنی گل را نمی‌دانست اما پر از شقایق و لاله گشت... یاد تنها شطی که طعم عطش را چشید.. یاد زمزمه‌های وصال پشت تپه‌های خاکی... یاد یادواره‌های راهیان نور... یاد خلوتهای بی‌کسیِ خودم... یاد فریادرسی‌هایت در اوج ناامیدی... یاد لحظه‌های در آغوش بودنت... یاد روزهای که بی‌تو گذشت و حسرتی که بر دل نشست.
یاد تو، یادتو، یاد تو که تنها امید گمگشته‌ی مدینه‌ای، تویی که افق نگاهها بسویت است و یاد منی که به حکم انتظار تو منتظر خوانده شده‌ام.. و چقدر سخت است که مهدویت را شنیده‌ایم و نمی‌شناسیمش...و سخت‌تر از آن، غربتیست که ارمغان ما نقاشان گناه بر لوح سرنوشت توست.
وقتی موضوع مهدویت را مطرح می‌کنیم نگاه همه  پیچیده و تخصصی می شود، ولی از نظر من مهدویت در این سه جمله‌ است:
اشهد ان لااله الالله                 


اشهد ان محمد رسول الله


اشهد ان علی ولی‌ الله


ساده گفتم چون ساده عاشقت شدم
*او تنها آخرینی ا‌ست که آغاز بسته به اوست
*چقدر شرم‌آور است که تو را فقط از روی امضایی که بر صفحه‌ی دلتنگیهایم زده‌ای می‌شناسم.
*و تو ای آخرین منجی عالمیان که برای روحهای غبار گرفته و قلبهای زنگارگرفته ما چون دم مسیحایی ، بیا و روشن کن به خورشید رخت آسمان تیره و تاریک چشمانمان را و گلدان ستاره‌ها را با آمدنت به طاقچه‌ی نگاهمان باز گردان.


هیچی نگم بهتره!!!


 روزی تو خواهی آمد...


آمین بلند:
خدایا ما را در برپایی ظهور موثر قرار بده. «الهی آمین»
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر «الهی آمین»


پناه می‌برم به آفریدگار فلق




» م
»» ردپا( نظر)

+ به همین راحتی...(چهارشنبه 19 تیر 1387 ساعت 4:24 عصر )

«بنام صاحب رجبیون»


دَم: خدایا بازدَم: شکر


دَم: خدایا بازدَم: شکر


دَم: خدایا بازدَم:-----
به همین راحتی نفس بالا نمیاد...به همین راحتی، با این اوصاف چرا منو نگاه می‌کنی پاشو دیگه مگه نمی‌بینی رجب اومده، دیر بجنبی از قافله عقب می‌مونی اونوقت دست از پا درازتر وارد شعبان میشی، دلتو به شعبانم خوش نکن من که می‌گم کسی که تو رجب خودشو نشون نده و نتونه پیدا کنه شعبانم هیچ شِکَری نمی‌تونه بخوره هرچند تا اون بالا بالایی چی بخواد...پاشو دیگه..، چیکار کنی؟؟؟ بابا پاشو آماده شو باید بریم سفر همین الانشم دیر شده، کلی عقب هستیم. اوووووووووووووووه مگه میخوای بری کنار دریا، این چه کوله‌پشتیه!! ببین دوست من کافیه از ته دلت یه نیت کنی بعد یه یا علی بگی و راه بیفتی، همین. نه بابا نیاز به شتر و قاطر و ماشین و قطارو...این چیزا نیست مثل اینکه هنوز برات نیفتاده، آی کیو میخوای به درون خودت سفر کنی... حالا گرفتیییییییییییییی. الحمدالله که بالاخره دوریالیت افتاد وگرنه فاتحه...... بهت قول میدم شیرین‌ترین سفر زندگیت باشه آخه رئیس کاروان خودِ میزبانه.... مگه نشنیدی که رسول‌الله (ص) فرمودند: که ماه رجب ماه خداست.... یعنی بدونه واسطه رودرو از خودش نشونه می‌گیری...منی که می‌بینی دارم اینارو میگم خودم یه جاموندم هنوز نتونستم....انشاءالله که امسال بتونم صداشو بشنوم.. آماده شدی؟؟؟ بریم؟؟؟ پس یا علی
*خیلیا شب ساعتشونو کوک کردن برای نماز صبح اما....هرگز صدای ساعت رو نشنیدن، پس حواسم باشه، حواسمون باشه..فرصت پرواز از این ماه آغاز میشه...و اوج اون در رمضان است و پایان قصه در آغوش معشوق...
*فرداشب شب آروزها، شب عشق بازی معشوق، شب لیلة الرغائب، انشاءالله اگه قسمت بشه با برو بچ میریم قم و جمکران.... تو این شب اصلا نیازی نیست دق الباب کنی، در میخونه چارطاق بازه...ما رو یادتون نره نیازمند دعاییم شدید.
*هنوز تو فکر همایش بوی سیبم، چه جوی بود...دوباره نشونم داد تا اون نخواد....
*نمیدونم چی شده از اول هفته گوشیش خاموشه...دلم نگرانه...امان از آدمای بیخیال..
هیچی نگم بهتره!!!


تو منو میشناسی، منم تو رو میشناسم...اما تو بیشتر میشناسی، من فقط تا اسم خیابون خیمتو می‌دونم خ.انتظار ...اما تو کامل آدرس منو داری، چهار راه دنیا، م. وسوسه خ.معصیت کوچه.غفلت پ110 خوش اومدی بفرما...


ربط و بی‌ربط


کار این دنیا همه ما و منی است


عاقبت این نردبان بشکستنی‌ است


ابله است آن کس که بالاتر نشست


استخوانش سخت‌تر خواهد شکست


آمین بلند:


قسم به شبهای پر از نور عارفان، قسم به روزهای پر از ظلمت غافلان مرا در این ماه دریاب و مالامال از نور رحمت کن. الهی آمین.


پناه می‌برم به آفریدگار فلق


» م
»» ردپا( نظر)


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[24/4/1387- 6:42 ع] چه غریب افتاده‏ای ناجی...
[19/4/1387- 4:24 ع] به همین راحتی...
[آرشیو شده ها]

بازدیدهای امروز: 1  بازدید
بازدیدهای دیروز: 17  بازدید
مجموع بازدیدها: 12471  بازدید
[ صفحه اصلی ]
[ پست الکترونیک ]
[ پارسی بلاگ ]
[ درباره من ]

بیابان گرد
م[64]
مسافری خسته از راه با کوله‏باری پر از ناامیدی و امید، زیاد سعی نکن که بفهمی چی می‏گم چون به هیجا نمی‏رسی..خلاصه مستقیم می‏رم شاید به جایی برسم..اگه دوست داری همسفر شو..یاعلی
» لینک دوستان من«
» آرشیو یادداشت ها«
» موسیقی وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ایمیل: